معنی مضياع
4 بازدید
[ مِضْ ] (ع ص) رجل مضياع للمال؛ مرد ضايعکننده و هلاککنندهٔ مال. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). کمکننده. (مهذب الاسماء). مرد ضايعکننده و هلاکنمايندهٔ مال و مرد مسرف و مبذر. (ناظم الاطباء). تباهکننده. ضايعکننده: و عاجزالرأی مضياع لفرصته حتی اذا فات امر عاتب القدرا. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مضياع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر