معنی مضوض
6 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) داروها که بيمار آن را مضمضه کند. ج، مضوضات. (از بحرالجواهر ص346).
کلمات همقافیه با «مضوض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وض» برای سرودن شعر