معنی مضهب
3 بازدید
[ مُ ضَهْ هَ ] (ع ص) لحم مضهب؛ {P(1) -رسمالخطی است از «مضنه» عربی درفارسی. و رجوع به مضنه شود. P}{P(2) -آنندراج به اين معنی به صورت مضئود(کمزکوم) ضبط کرده است. P}&{$21047$}بريان نيمپخته. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ذيل اقرب الموارد). گوشت نيمپخته و نيمبريان. (ناظم الاطباء). گوشت نه بس بريان. (مهذب الاسماء). || و يا گوشت پاره پاره کرده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مضهب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هب» برای سرودن شعر