معنی مضنت.
4 بازدید
[ مَ ضَنْ نَ ] (ع اِ) چيز نفيسی که بر آن بخل ميشود: فرمود که اين مرواريدها بدو بايد داد چون اين دانهها جای مضنت بود. (جهانگشای جوينی).
کلمات همقافیه با «مضنت.»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ت.» برای سرودن شعر