معنی مضعوف
6 بازدید
[ مَ ] (ع ص) کور. (منتهی الارب) (آنندراج). کور و نابينا. (ناظم الاطباء). نابينا. کور. اعمی. ضرير. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا). || دو چند کرده شده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || سست و ضعيف. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مضعوف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر