معنی مضطرم
6 بازدید
[ مُ طَ رِ ] (ع ص) آتش فروزان. (از آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). آتش افروختهشده و شعلهدار. (ناظم الاطباء). || هويداشدهٔ سپيدی در موی و پيری دررسيده. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون).
کلمات همقافیه با «مضطرم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رم» برای سرودن شعر