معنی مضروب
13 بازدید
[ مَ ] (ع ص) زدهشده. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). زدهشده و کتکخورده. (ناظم الاطباء). || افراختهشده. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || ضربشده و سکهشده. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || کوفتهشده و مستحکمشده. (ناظم الاطباء). || شيره که با زدن غليظ شده باشد. (از محيطالمحيط). || (اِ) نوع و صنف از هر چيزی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). صنف از چيزی. (از محيطالمحيط) (از اقرب الموارد) (از تاج العروس ج1 ص348). || (در اصطلاح حساب) هر عددی که به عدهٔ آحاد عدد ديگر مکرر شده باشد، اولی را مضروب و دويمی را مضروبفيه نامند. (ناظم الاطباء). هرگاه عدد 12 را 8 بار با هم جمع کنيم در حقيقت 12 را در 8 ضرب کردهايم که 12 را مضروب و 8 را مضروبفيه و 96 را حاصلضرب نامند.
کلمات همقافیه با «مضروب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر