معنی مضرم
6 بازدید
[ مُ رَ ] (ع ص) افروختهشده.۴ (ناظم الاطباء). برافروخته و روشن شده. (از فرهنگ جانسون). و رجوع به اضرام و تضريم شود.
کلمات همقافیه با «مضرم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رم» برای سرودن شعر