معنی مضرط
7 بازدید
[ مُ ضَرْ رِ / مُ رِ ] (ع ص) آنکه کسی را بگوزاند و کاری کند که وی تيز دهد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || آنکه برای مضحکه از دهان بانگ تيز برآورد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). آنکه به دهان حکايت صوت ضراط کند و بدان فسوس نمايد به کسی.۳(آنندراج). || خواردارنده و سبکشمرنده. (ناظم الاطباء). سبکشمارنده و خواردارنده. (آنندراج). || فسوسکننده. استهزاءنماينده. (ناظم الاطباء). و رجوع به تضريط و اضراط شود.[ مَ رِ ] (ع اِ) اِست. کون. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا): فمضرط الموسر عرنينه و معطس المفلس مفساه. ؟ (از مرزباننامه ص181).
کلمات همقافیه با «مضرط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رط» برای سرودن شعر