معنی مضبوع
12 بازدید
[ مَ ] (ع ص) حمار مضبوع؛ خر که او را کفتار خورده باشد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج) (ناظمالاطباء).
کلمات همقافیه با «مضبوع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وع» برای سرودن شعر