معنی مضاوی

معنی مضاوی

5 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) پنجره‌ای قفس‌مانند. (ناظم‌الاطباء). جِ مضوی. روشن. (يادداشت‌ مؤلف): رواشن (جِ روشن MMM روزن بمعنی‌ پنجره و سوراخ، شباک است). در صورتيکه‌ از عبارت ابن‌بيطار در معنی مضاوی: «طلق، حجر براق يتحلل‌۱ اذا دق الی طاقات صغار دقاق، و يعمل منه مضاوی للحمامات فيقوم‌ مقام الزجاج»، معلوم است که مقصود از مضاوی قطعه‌های کوچک صيقل‌شده از طلق‌ است که بجای شيشه در روشن‌های حمام به‌ کار می‌بردند. پس مضاوی بمعنی روشن‌ MMM روزن نيست بلکه طلق است که در روشن (روزن پنجره) گذارند.

کلمات هم‌قافیه با «مضاوی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید