معنی مضارب
4 بازدید
[ مَ رِ ] (ع اِ) جِ مِضْرَب. خيمهها و چادرهای بزرگ. (از اقرب الموارد): سپاه، دست از قتل بازداشتند و با مضارب و منازل خويش آمدند. (ترجمهٔ تاريخ يمينی چ 1 تهران ص104). || حيلهها و تدابير جنگی. (از ذيل اقرب الموارد).[ مُ رِ ] (ع ص) جنگجو. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و رجوع به مضاربه شود.
کلمات همقافیه با «مضارب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رب» برای سرودن شعر