معنی مصيقل
4 بازدید
[ مُ صَ قِ ] (ع ص) روشنکننده و صافکننده. (غياث) (آنندراج).[ مُ صَ قَ ] (ع ص) صيقلشده و جلادادهشده. (ناظمالاطباء). روشنکردهشده و از رنگ و تيرگی پاککردهشده. (غياث) (آنندراج). صيقلی. جلاداده. صيقلی شده.
کلمات همقافیه با «مصيقل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قل» برای سرودن شعر