معنی مصيبه
4 بازدید
[ مُ بَ ] (ع اِ) مصيبت. (از منتهی الارب). تعزيت. (آنندراج). سوک. داغ آنچه موافق طبع نبود، مانند مرگ و جز آن. (از تعريفات جرجانی). || مصيبت. سختی. رنج. سختی رسيده به کسی. اندوهِ رسنده به کسی. (منتهی الارب). ج. مصائب. (از آنندراج) (ناظمالاطباء). کاری سخت که به کسی رسد. (ترجمانالقرآن جرجانی ص89). || اندوه. (ناظمالاطباء) (آنندراج). غم و اندوه که بر مردم رسد. ج، مصائب، مصيبات. (مهذبالاسماء). و رجوع به مصيبت شود.
کلمات همقافیه با «مصيبه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر