معنی مصيبتديده
5 بازدید
[ مُ بَ دی دَ / دِ ] (نمف مرکب) سوکوار. ماتمی. داغديده. عزاديده. ماتمزده. که فرزند يا برادر يا عزيزی ديگر از دست داده باشد. مصيبتزده. عزادار. (از يادداشت مؤلف). رجوع به مصيبتزده شود.
کلمات همقافیه با «مصيبتديده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر