معنی مصوص

معنی مصوص

6 بازدید
[ مَ ] (ع ص، اِ) زنی که هنگام جماع‌ شيفتگی کند بر مرد. (غياث) (ناظم الاطباء) (از آنندراج). || کُسی که بمکد تری بالای‌ نره را. ج، مصائص. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج). || طعامی که از گوشت پختهٔ درسرکه‌انداخته سازند و يا مخصوصاً از گوشت مرغ ساخته شده باشد. (ناظم‌الاطباء). طعامی که گوشت پخته را در سرکه اندازند يا از مرغ جوزه و کبوتر بچه و جز آن ترتيب دهند يا از گوشت طيور باشد خاصه. ج، مصائص. (منتهی الارب). کبک‌ بريان درسرکه‌افکنده. (دهار). کبک‌ بريان‌کرده در سرکه. (مهذب‌الاسماء). مرغ‌ بريان که از ادويهٔ گرم مانند کرفس و زيره و سداب پر کرده و در سرکه پرورده باشند. (آنندراج) (غياث). غذايی است که از جوجه‌مرغ جوان و سبزيهای سرد و گرم و ادويهٔ خوشبوی به حسب احتياج ترتيب دهند و قسمی را به آب ميوه‌های ترش بجوشانند و منافع هر يک تابع اجزای اوست. (تحفهٔ حکيم‌ مؤمن): اگر حرکات سخت نباشد در سکباج و مصوص دارچين و سنبل‌ درافکندن. (ذخيرهٔ خوارزمشاهی). طعام را در زيربا و شوربا به گوشت کبک و دراج و تذرو و طيهوج و مصوص موافق بود. (ذخيرهٔ خوارزمشاهی). مصوص سرايی و ريچار نغز ز بادام و پسته برآورده مغز.نظامی. - مصوص‌کرده؛ بريان‌کردهٔ در سرکه‌ انداخته. گوشت پختهٔ در سرکه انداخته‌: قريض از گوشت بزغاله و گوسالهٔ خرد و ماهی تازهٔ خرد مصوص‌کرده موافق باشد. (ذخيرهٔ خوارزمشاهی). و چون از بيضه‌ بيرون آيند طعام مرغ خانگی مصوص‌کرده به‌ آن... دهند. (ذخيرهٔ خوارزمشاهی). و ماهی‌ تازهٔ خرد مصوص‌کرده. (ذخيرهٔ خوارزمشاهی).

کلمات هم‌قافیه با «مصوص»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وص» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید