معنی مصوب
6 بازدید
[ مِصْ وَ ] (ع اِ) کفليز. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظمالاطباء). کفليزه. کفگير.[ مُ صَوْ وَ ] (ع ص) نعت مفعولی از تصويب. راستگوی دانستهشده و راستگوی شمردهشده. || مصدق. تصويبشده. تأييدشده. آنچه مورد تأييد و موافقت مقام يا هيأت يا گروهی قرار گيرد: قوانين مصوب مجلس شورای ملی. مقررات مصوب انجمن استادان زبان و ادب پارسی.
کلمات همقافیه با «مصوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر