معنی مصنوعی
5 بازدید
[ مَ ] (ص نسبی) صنعتی. عملی. محصول صنعت. آفريدهٔ دست و فکر بشر. مقابل طبيعی و خلقی. || ساختگی. (ناظمالاطباء): دندان مصنوعی، يخ مصنوعی، ابريشم مصنوعی.
کلمات همقافیه با «مصنوعی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عی» برای سرودن شعر