معنی مصم
6 بازدید
[ مُ صِمم ]۴ (ع ص) کر. کرشده. (ناظمالاطباء). کر. || کسی که کر میکند. (ناظمالاطباء). کرگرداننده. (آنندراج). || کريابنده. (آنندراج). || سهم مصم؛ تيری کشنده و خطانکننده. (يادداشت مؤلف). || سازندهٔ صمام يعنی سربند شيشه. (ناظمالاطباء).
کلمات همقافیه با «مصم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صم» برای سرودن شعر