معنی مصلی

معنی مصلی

7 بازدید
[ مِ لا ] (ع اِ) پای‌دام. (يادداشت‌ مؤلف). پادام. ج، مصالی. (مهذب‌الاسماء).
[ مُ صَ‌لْ لی ] (ع ص) نمازگزار. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم‌الاطباء). نمازکننده. (مهذب‌الاسماء). نمازگزارنده. (غياث). نمازخوان. (يادداشت مؤلف). || درود بر نبی فرستنده. (آنندراج) (غياث). صلوات‌فرستنده. درودخوان. (يادداشت‌ مؤلف): مصلياً علی النبی المصطفی.ابن‌مالک. || دومين اسب رهان. (منتهی الارب) (ناظم‌الاطباء). نام اسب دوم از ده اسبان که از بقيه مقدم باشد و از اول مؤخر. (آنندراج) (غياث). اسب دوم در مسابقت. (مهذب‌ الاسماء). اسبی که در مسابقه دوم آيد. (يادداشت مؤلف): ده اسبند در تاختن هر يکی را به ترتيب نامی است روشن نه مشکل‌ مجلی مصلی مسلی و تالی‌ چو مرتاج و عاطف حظی و مؤمل... ابونصر فراهی (نصاب). || شخصی که در سبق سر مرکوب او محاذی کفل مرکوب سابق باشد. (يادداشت‌ لغت‌نامه). || به آتش گرم شونده. (مهذب‌ الاسماء).
[ مُ صَ‌لْ لا ] (ع اِ) موضع نماز و دعا. ج، مصليات. (ناظم‌الاطباء). نمازگاه و جای‌ نماز گزاردن. (آنندراج) (غياث). نمازگاه. (دهار). جای نماز. آن جای که در آن نماز گزارند. (يادداشت مؤلف). و رجوع به مصلا شود: چون حضرت خواجه از مصلی‌ بيامدند مرا گفتند که نزديک والدهٔ من به‌ مبارک‌آباد عيد برو. (انيس‌الطالبين ص‌83). || جانماز. سجاده. بوريا يا جامه‌ای که‌ بر روی آن نماز گزارند. (يادداشت‌ مؤلف): از تخت فرودآمد و بر مصلی‌ بنشست. (تاريخ بيهقی چ اديب ص 378). در وی [ در کارگاه ] بساط و شادروانها بافتندی و يزديها و بالشها و مصلی‌ها و برديهای فندقی‌ از جهت خليفه بافتندی. (تاريخ بخارا نرشخی‌ ص‌24). آن مصلی که از تو خواست رهی‌ پنج روزی گذشت از آن يا شش.سوزنی. نقل است که ذوالنون مصری شيخ را مصلايی‌ فرستاد، شيخ بدو بازداد که ما را مصلی به چه‌ کار ما را مسندی فرست تا بر او تکيه کنيم، يعنی کار از نياز درگذشت و به نهايت رسيد. (تذکرهالاوليای عطار). زن مصلی باز کرده از نياز رب سلّم ورد کرده در نماز.مولوی. بی مصلی می‌گذاری تو نماز هر کجا روی زمين بگشای راز.مولوی. خيال سبزه و آب روان بدان ماند که خضر بر سر آب افکند مصلا را. سلمان ساوجی. و رجوع به مصلا شود. - مصلی افکندن؛ جانماز انداختن بر زمين‌ اقامهٔ نماز را. باز کردن سجاده گزاردن نماز را. (از يادداشت مؤلف): گفت مصلی‌ بيفکنيد. (تاريخ بيهقی چ اديب ص‌378). - مصلی نماز؛ مصلای نمازی. جانمازی از زيلو يا قالی که بر آن نشينند و جانماز نيز بر آن گسترند: از اين ناحيت گيلان جاروب‌ و حصير و مصلی نماز و ماهی ماهه افتد که‌ بهمه جهان برند. (حدود العالم ص‌150). از جهرم مصلی نماز نيکو خيزد. (حدود العالم). || عيدگاه. (يادداشت مؤلف) (غياث) (آنندراج). آنجا که مردم در عيد فطر و قربان‌ نماز گزارند: امير علی اسبی نامزد کرد بياوردند و به کسان من دادند ارزيدی سيصد دينار نيشابوری. سلطان به مصلی رفت و من‌ در خدمت. نماز شام بگزارديم و به خوان‌ شديم. (چهارمقاله ص‌68). || مسجد جامع. (يادداشت مؤلف).
[ مُ صَ‌لْ لا ] (اِخ) عيدگاه شيراز. (ناظم‌الاطباء). عيدگاه شيراز که آن جای‌ بغايت خوش و خرم و سيرگاه است. (از غياث) (آنندراج). مصلا: با تنی چند از خاصان به مصلای شيراز بيرون رفت. (گلستان). ميان جعفرآباد و مصلا۱عبيرآميز می‌آيد شمالش.حافظ. بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی يافت‌ کنار آب رکن‌آباد و گلگشت مصلا را۲. حافظ. نسيم باد مصلی و آب رکناباد غريب را وطن خويش می‌برد از ياد.حافظ. {P(1) -در اين شواهد به ضرورت قافيه يا تلفظ معمول فارسی «مصلا» آمده است. P} {P(2) -در اين شواهد به ضرورت قافيه يا تلفظ معمول فارسی «مصلا» آمده است. P}{$21024$}نمی‌دهند اجازت مرا به سير سفر نسيم باد مصلا و آب رکناباد۱.حافظ. چو شستی رخت در سعدی و کفشت نيست در پا تنگ‌ غنيمت دان نسيم‌آباد و گلگشت مصلا را. نظام قاری. چراغ اهل معنی خواجه حافظ که شمعی بود از نور تجلی‌ چو در خاک مصلی يافت منزل‌ بجو تاريخش از خاک مصلی‌۲.؟ و رجوع به مصلا شود.
[ مَ لی‌ی ]۳ (ع ص) در آتش افکنده‌ شده و بريان‌شده. (از اقرب الموارد). بريان‌شده و کباب‌شده و در آتش افکنده شده‌ و برشته‌شده و سوخته‌شده. (ناظم‌الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «مصلی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید