معنی مصلصل
5 بازدید
[ مُ صَ صِ ] (ع ص) خر {P(1) -نل: مصلحگاه. P}&{$21023$}سختآواز. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظمالاطباء). خری سختبانگ. (مهذبالاسماء).[ مُ صَ صَ ] (ع ص) مهتر کريم بزرگحسب خالصنسب. (از منتهی الارب) (ناظمالاطباء) (آنندراج). مصلَّل. (منتهی الارب).[ مُ صَ صَ ] (ع مص) بانگ و فرياد کردن. (منتهی الارب). صلصله. || بازگردانيدن آواز را در حلق. (منتهی الارب). صلصله. (ناظمالاطباء) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «مصلصل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صل» برای سرودن شعر