معنی مصلحت نگاه داشتن
6 بازدید
[ مَ لَ حَ نِ تَ ] (مص مرکب) رعايت مقتضای زمان و مکان کردن. رعايت صلاح کار کردن. جانب صواب کارها نگه داشتن: بوسهل حمدوی مردی کافی و دريافته است. وی را عارضی بايد کرد و تو را وزارت تا من از دور مصلحت نگاه میدارم و اشارتی که بايد میکنم. (تاريخ بيهقی چ اديب ص145).
کلمات همقافیه با «مصلحت نگاه داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر