معنی مصفف
5 بازدید
[ مُ صَفْ فَ ] (ع ص) صفزده. صفکشيده: آن فيلان مزخرف و هياکل مصفف که جنهٔ واقيه و عدهٔ باقيهٔ ايشان بودند بگذاشتند. (ترجمهٔ تاريخ يمينی ص355).
کلمات همقافیه با «مصفف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فف» برای سرودن شعر