معنی مصفر
6 بازدید
[ مُ فِ ] (ع ص) تهيدست و محتاج. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظمالاطباء).[ مُ فَرر ] (ع ص) زرد. (ناظم الاطباء). زردشده. (يادداشت مؤلف). || ارض مصفره؛ زمينی که نبات او خرد بود. (مهذبالاسماء).[ مُ صَفْ فَ ] (ع ص) گرسنه. (منتهی الارب) (ناظمالاطباء) (آنندراج).[ مُ صَفْ فِ ] (ع ص) بسيار تيزدهنده، گويند: فلان مصفر استه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظمالاطباء). - مصفرالاست؛ لقبی است ابوجهل را. {P(1) .ed++61++omhtE - P}{$21018$}
کلمات همقافیه با «مصفر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فر» برای سرودن شعر