معنی مصغر

معنی مصغر

6 بازدید
[ مُ صَ‌غْ غَ ] (ع ص) تصغيرشده. کوچک‌کرده‌شده. کوچک‌کرده. خردشده. کوچک‌شده. (يادداشت مؤلف). || (اصطلاح صرف) به صورت مصغر درآمده. تصغير شده. کلمه‌ای که با تغيير حرکات و افزودن حرف يا حروفی به صورت‌ تصغير درآيد مانند حسين که مصغر حسن‌ است و رُجَيل که مصغر رجل است در عربی، و کوچه و مرغک که مصغر کو و مرغ است در فارسی. (از يادداشت مؤلف). اسم تصغيرشده. (ناظم‌الاطباء). در زبان عربی اسم‌های‌ سه‌حرفی با مضموم شدن حرف اول و مفتوح‌ شدن حرف دوم و افزوده شدن يای ساکن پس‌ از حرف دوم مصغر می‌شوند چون: بحر، بُحَير. رجل، رُجَيل. در اسمهای چهار حرفی و به‌ بالا علاوه بر تغييرات فوق، حرف بعد از يای‌ تصغير را کسره می‌دهند: درهم، دُرَيْهِم. ثعلب، ثُعَيْلِب. محسن، مُحَيْسِن. در فارسی معمولاً اسمها را با علامت «ک» و «چه» مصغر می‌سازند: مرغک، دخترک، پسرک، شهرک، دهک، باغچه، طاقچه، کتابچه، کوچه، دفترچه، درياچه، سراچه، قاليچه، خوانچه. اما در برخی از لهجه‌ها و يا اسمهای مستعمل‌ در دوره‌های قديم به جای دو نشانهٔ يادشده، واو نيز در آخر اسمهای مصغر ديده می‌شود مانند: يارو، خواجو، پسرو، گردو. و نيز در برخی از لهجه‌ها، اسم را با های بيان حرکت‌ (مختفی) مصغر می‌سازند، مانند: پسره، دختره. و در اين حال اگر دو نشانهٔ تصغير (ک، هـ) با هم در آخر اسمی بيايند، از آن معنی‌ تحقير و توهين اراده می‌شود: مردکه، زنکه. در برخی کلمات به جای «چه»، «يچه» آيد، مانند: دريچه.
[ مُ صَ‌غْ غِ ] (ع ص) خردگرداننده. (ناظم‌الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «مصغر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «غر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید