معنی مصطلح
6 بازدید
[ مُ طَ لَ ] (ع ص) اصطلاحشده. و معنای لفظی سوای معنی اصلی آن که همهٔ مردم بر آن اتفاق دارند. (ناظمالاطباء). معنايی شايع نزد گروهی از مردم غير از معنی حقيقی کلمه. مقرر. (يادداشت مؤلف). اصطلاحشده: و ديگر آنکه اطلاق به حسب اصل صناعتی بود و آن را مصطلح خوانند چنانک اطلاق لفظ قديم بر کهنه به وضع و برآنچه وجودش را اولی نبود بحسب اصطلاح. (اساسالاقتباس ص12). || معنايی که در محاورات مردم معمول باشد. معنای متداولی. (ناظمالاطباء). - غلط مصطلح؛ واژهای که مردم آن را به صورت غيرصحيح تلفظ کنند. اصطلاحی که تلفظ يا کتابت آن به غلط در ميان مردم متداول است مانند مصمم [ مُ صَمْ مِ ] که به غلط مصمم [ مُ صَمْ مَ ] گويند يا ثُبات بجای ثَبات. رجوع به اصطلاح شود.
کلمات همقافیه با «مصطلح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لح» برای سرودن شعر