معنی مصطفی‌پاشاکمال

معنی مصطفی‌پاشاکمال

5 بازدید
[ مُ طَ فا کَ ] (اِخ) رئيس حزب وطنی در مصر و مؤسس‌ روزنامهٔ اللواء. وی در سال 1874 م. در &{$21013$}قاهره به دنيا آمد و در دوران تحصيل‌ مقدماتی استعداد و نبوغ شگفت‌انگيزی از خود نشان داد و بعد وارد دانشکدهٔ حقوق شد. پس از پايان تحصيلات عالی به تدريس‌ حقوق و مسائل سياسی پرداخت. به استقلال‌ فکر و صراحت لهجه مشهور شد و با انتشار روزنامهٔ اللواء به عربی و نيز به فرانسه و انگليسی آوازه‌اش در اقطار جهان پيچيد و نامش مترادف و يادآور مبارزان پيکار با انگليسيان شد. به سال 1908 م. در سی‌وچهارسالگی درگذشت و دههاهزار تن‌ در تشييع جنازهٔ وی شرکت کردند. از آثار اوست: 1- دفاع المصری عن بلاده. 2- رسائل مصريه فرنسيه. 3- الشمس المشرقه. 4- المسئله الشرقيه. 5- مصر و الاحتلال‌ الانجليزی. 6- مجموعه‌ای به نام‌ مصطفی‌پاشاکمال شامل سخنرانيها و مقاله‌ها و خصوصيات و صفات وی به اهتمام‌ علی‌بک فهمی کامل. (از معجم المطبوعات‌ مصر).

کلمات هم‌قافیه با «مصطفی‌پاشاکمال»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ال» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید