معنی مصطفیميرزا
5 بازدید
[ مُ طَ فا ] (اِخ) فرزند شاه طهماسب اول صفوی بود و در زيبايی و سخنوری مقامی ارجمند داشت. ابيات زير از اوست: ای دل غم آشنای تو شد ترک او مکن هر روز با يکی نتوان آشنا شدن. ای سرو فکندی به سرش سايه نگفتی نازکبدنی چون کشد اين بار گران را؟ (از مجمعالخواص صص27-28).
کلمات همقافیه با «مصطفیميرزا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زا» برای سرودن شعر