معنی مصطفق
5 بازدید
[ مُ طَ فِ ] (ع ص) درخت جنبنده از باد. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). جنبنده و مرتعش. (ناظمالاطباء). || تارهای عود جنبنده از زخمه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || دريای خروشان. موّاج. (از اقرب الموارد). || قوم مضطرب. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مصطفق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فق» برای سرودن شعر