معنی مصرور
4 بازدید
[ مَ ] (ع ص) سرمازده از گياه. || درکيسهنهاده و کيسهکردهشده. (ناظمالاطباء). - حافر مصرور؛ سم تنک گرد يا ترنجيده. (از منتهی الارب) (از ناظمالاطباء) (آنندراج). حافر مصطر. (منتهی الارب). || (اِ) گياهی است از تيرهٔ بالانوفوراسه۳ و از ردهٔ دولپهايهای جداگلبرگ که انگل ريشهٔ ساير گياهان میشود. اين گياه در نواحی بحرالرومی و جزيرهٔ مالت و شمال افريقا میرويد و چون شکل ظاهرش شبيه قارچ است آن را قارچ جزيرهٔ مالت نيز میگويند. از گرد اين گياه جهت بند آوردن خون استفاده میکنند. مسرور. طرثوث. قارچ مالت. قارچ مالته. ايرالذئب. زبالارض. زبالرياح. مالته منطاری.
کلمات همقافیه با «مصرور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر