معنی مصرف

معنی مصرف

4 بازدید
[ مَ رِ ]۱ (ع اِ) محل بازگشت. (ناظم‌الاطباء). جای بازگشت. (منتهی‌ الارب). معدل. (يادداشت مؤلف). || جای‌ گريز. (ترجمان‌القرآن جرجانی ص‌89). || خلاص و رهايی از بدبختی. (ناظم‌الاطباء). ج، مصارف. || در عبارت‌ زير از فارسنامه جای بازگرداندن آب و به‌ اصطلاح آب‌برگردان معنی می‌دهد: پس‌ مقدران را و صانعان را بياورد و مالهای بسيار بذل کرد تا مصرفهای آب بساختند از چپ و راست رود کر. (فارسنامهٔ ابن‌البلخی‌ ص‌151). || اسم ظرف به معنی جای‌ خرج کردن. (آنندراج). محل صرف و خرج. ج، مصارف. (ناظم‌الاطباء). جای خرج کردن‌ و به کار بردن. محل هزينه کردن‌: رسيد مژده که آمد بهار و سبزه دميد وظيفه گر برسد مصرفش گل است و نبيد. حافظ. - به مصرف رساندن؛ به کار بردن. خرج‌ کردن‌: اگر ملک اسلام بفرمايد تا آن‌ خيرات و اوقاف... به امينی عالم متدين مشفق‌ سپارند تا به مصرف برساند ثواب آن جمله در ديوان ملک باشد. (مرصادالعباد ص‌263). - به مصرف رسيدن؛ به کار رفتن. خرج‌ شدن‌: چون خوانسالار است خوانها نهاده‌ و سماطها کشيده اطعمهٔ گوناگون از حد چند و چون بيرون به مصرف انما نطعمکم لوجه اللََّه‌ رسيد. (ظفرنامهٔ يزدی ج‌2 ص‌364).
[ مُ رِ ] (ع ص) صرف‌کننده. (از غياث) (از آنندراج) (ناظم‌الاطباء).
[ مَ رَ ] (ع اِ) جای بازگشتن. (يادداشت مؤلف). مَصْرِف. || خرج و صرف. (ناظم‌الاطباء). مصرف به معنی صرف‌ کردن که معمولاً به فتح راء تلفظ کنند به کسر راء است زيرا عين مضارع آن مکسور است. (از نشريهٔ دانشکدهٔ ادبيات تبريز سال 2 شمارهٔ 1 ص‌26). - مصرف شدن؛ به کار شدن. خرج شدن. به‌ کار رفتن: در خانهٔ ما روزی يک کيلوگرم قند مصرف می‌شود. (از يادداشت مؤلف). - مصرف کردن؛ به کار بردن: در چاپخانهٔ دانشگاه کاغذ زيادی مصرف می‌کنند. (از يادداشت مؤلف). || قيمت. || فايده. - بی‌مصرف؛ بی‌فايده و هيچکاره. (ناظم‌الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «مصرف»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رف» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید