معنی مصحوب
5 بازدید
[ مَ ] (ع ص) همصحبتگرديده. همراهشده. همراه و رفيق و يار. (ناظم الاطباء). || مع. با. همراهکردهشده. فرستادهشده بوسيلهٔ...: مصحوب پست؛ با پست. همراه پست. بوسيلهٔ پست. (يادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «مصحوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر