معنی مصحح

معنی مصحح

5 بازدید
[ مُ صَ‌حْ حِ ] (ع ص) درست‌گويندهٔ چيزی. (آنندراج) (از منتهی الارب). درست‌کننده و اصلاح‌کننده و تصحيح‌کننده. (ناظم الاطباء). درست‌کنندهٔ چيزی. (از منتهی‌ الارب). تصحيح‌کننده. اصلاح‌گر. || (اصطلاح چاپخانه) آنکه غلطها و نادرستيهای کتابی را با بررسی و مطالعه بر اساس ضوابطی اصلاح کند. حرفگير. (يادداشت مؤلف). ويراستار. || غلطگير مطبعه. آنکه در مطبعه به غلطگيری خبرهای‌ چيده‌شده اشتغال دارد. که اصلاح نمونه‌های‌ چاپ‌شدهٔ کتاب يا نشريه پيشه دارد. (يادداشت مؤلف).
[ مُ صَ‌حْ حَ ] (ع ص) درست‌شده و اصلاح‌شده. (ناظم الاطباء). درست‌شده. (از منتهی الارب). || (اصطلاح چاپخانه) تصحيح‌شده. اصلاح‌شده. کتاب يا نوشته‌ای‌ که غلطهای حاصل از اشتباه حروف‌چينی‌ آن را گرفته‌اند. || نوشته‌ای که در آن غلط و اشتباه تحريری نباشد: اين نسخه‌ای است‌ مصحح و در کمال اتقان. || متن منظوم يا منثور که وسيلهٔ يک يا چند تن با روش علمی‌ و بررسيهای لازم غلطگيری و اصلاح شده‌ باشد: ديوان حافظ مصحح قزوينی. (از يادداشت مؤلف). || درست ساخته‌شده. || تمام ساخته‌شده. (ناظم الاطباء). || کامل. در حد مقرر. - مصحح شدن؛ به حد مقرر رسيدن. درست شدن‌: هرگاه آنچه به قبض و تصرف فلان جهبذ آمده باشد مصحح نشود... تا اموال اميرالمؤمنين و عامل او و آن کس که‌ قايم‌مقام و نايب مناب او باشد مصحح و درست شود. (تاريخ قم ص‌152). - مصحح گرديدن؛ کامل شدن. به حد مقرر رسيدن‌: همچنان ضامن بود تا هر آنچه بر فلان جهبذ واجب و لازم بود از شرايط مذکوره و هر آنچه به قبض و تصرف او آمده‌ باشد از مالهای سنهٔ کذا و بقايای ماقبل آن‌ ازبهر اميرالمؤمنين مصحح و درست گردد. (تاريخ قم ص‌152). || شفايافته و تندرست‌شده. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «مصحح»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «حح» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید