معنی مصحاه
5 بازدید
[ مِ ] (ع اِ) خنور. (منتهی الارب) (آنندراج). پياله. (ناظم الاطباء). ظرفی همانند جام که در آن آب نوشند. (از اقرب الموارد). آوند. (مهذبالاسماء). آبجامه. (از منتهی الارب). || پيالهٔ نقرهگين. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب).[ مَ ] (ع اِ) آنچه به هشياری و صحو کشاند. ما يدعو الی الصحو. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مصحاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر