معنی مصتم
5 بازدید
[ مُ صَتْ تَ ] (ع ص) شیء مصتم؛ چيز محکم و استوار. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || کوچه که منفذ ندارد. (منتهی الارب). کوچه که دررو نداشته باشد. کوچهٔ ناگذر. (ناظم الاطباء). بنبست. || وادی که منفذ ندارد. (منتهی الارب). وادی بیدررو. (ناظم الاطباء). || الف مصتم؛ هزار کامل و تمام. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). مصمَّت؛ الف مصتم يا مصمت. هزاری تمام۱. (يادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «مصتم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تم» برای سرودن شعر