معنی مصايفه
4 بازدید
[ مُ یَ فَ ] (ع مص) بازار کردن در تابستان. (ناظم الاطباء). چيزی به تابستان فرادادن. (تاج المصادر بيهقی) (المصادر زوزنی). معاملهٔ تابستانی چنانکه مشاهره از {P(1) -قرآن 26/129. P}{$20996$}شهر و مياومه از يوم. (منتهی الارب). || خريدوفروخت و معامله نمودن با کسی در تابستان. (ناظم الاطباء). معاملهٔ تابستانی کردن. (آنندراج). || تابستان مزد کردن. (يادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «مصايفه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فه» برای سرودن شعر