معنی مصالحشناس
4 بازدید
[ مَ لِ شِ ] (نف مرکب) که تشخيص نيک و بد تواند داد. که خير و صلاح تواند تميز و تشخيص کرد: با پدرزن نمود قصهٔ خويش کای مصالحشناس خيرانديش.سعدی.
کلمات همقافیه با «مصالحشناس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر