معنی مصاص

معنی مصاص

5 بازدید
[ مُ ] (ع اِ) خالص از هر چيزی. واحد و جمع در وی يکسان است. (از منتهی‌ الارب) (آنندراج). گويند: هو مصاص قومه و هم مصاص الاقوام. (ناظم الاطباء). خالص. (مهذب‌الاسماء). خالص هر چيزی، و آن با ضاد به صورت مضاض نيز آيد. (از نشوءاللغه ص‌139). || راز. سر: مصاص الشی‌ء؛ سر و منبت آن. گويند: فلان کريم‌المصاص. (از اقرب الموارد). || (ص) گرامی‌نژاد و پاکيزه‌گوهر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). پاک‌نسب. || رجل مصاص؛ مرد سخت و شديد. (از اقرب الموارد). || مرد آکنده‌خلقت نرم‌اندام که شجاع نباشد. (از اقرب الموارد). || (اِ) گياهی است. (ناظم‌ الاطباء). گياهی است، يا ثدای خشک است، يا گياهی است که چون در کاظمه رويد قيصوم‌ است و چون در دهناء رويد مصاص است، و به سبب لينت و نرمی با آن درز موزه و مشک‌ دوزند. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب).
[ مَ‌صْ صا ] (ع ص) مکنده. (ناظم‌ الاطباء). بسيار مکنده. || حجام. (اقرب‌ الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «مصاص»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اص» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید