معنی مصار
4 بازدید
[ مِ ] (ع ص، اِ) جِ مَصور. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ناقهها که شيرشان بهدرنگ آيد. (از آنندراج). رجوع به مصور شود.[ مَ صارر ] (ع اِ) رودهها. (منتهی الارب مادهٔ صرر). رودهها و امعاء. (ناظم الاطباء).[ مَ رِنْ ] (ع ص، اِ) مَصاری. (منتهی الارب). رجوع به مصاری شود.
کلمات همقافیه با «مصار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر