معنی مصادمه
5 بازدید
[ مُ دَ مَ ] (ع مص) همديگر کوفتن و بر هم زدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). با يکديگر به هم واکوفتن. (مجملاللغه) (تاج المصادر بيهقی). به يکديگر واکوفتن. (المصادر زوزنی).[ مُ دَ / دِ مَ / مِ ] (از ع، اِمص) مصادمت. (ناظم الاطباء). کوس. بر هم زدن. (يادداشت مؤلف). || مدافعه. مزاحمت. (يادداشت مؤلف). و رجوع به مصادمت در {P(1) .epicnirp ed noitit++21++P - P}&{$20989$}همهٔ معانی شود.
کلمات همقافیه با «مصادمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر