معنی مصابرت

معنی مصابرت

4 بازدید
[ مُ بَ / بِ رَ ] (از ع، مص) اصطبار. مصابره. مصابره. صبر ورزيدن. صبر نمودن در کارها. (يادداشت مؤلف). صبر کردن. (غياث). صبر. شکيبايی. - مصابرت کردن؛ شکيبايی کردن. شکيب‌ به کار بردن. - مصابرت نمودن؛ صبر کردن. شکيبايی‌ نشان دادن. صبر و شکيب نمودن‌: دو ماه‌ در آن محاصرت مصابرت نمود. (ترجمهٔ تاريخ يمينی ص‌68). مدت هجده سال به‌ خراسان بماند و بر انقلاب حالات و تصاريف‌ ايام و حوادث روزگار مصابرت می‌نمود. (ترجمهٔ تاريخ يمينی ص‌257). مدت سه‌ شبانروز بر محاربت مصابرت نمودند و بر مضاربت مثابرت کرد. (جهانگشای جوينی چ‌ اروپا ج‌2 ص‌178). و رجوع به مصابره شود.

کلمات هم‌قافیه با «مصابرت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید