معنی مصائب
6 بازدید
[ مَ ءِ ] (ع اِ) جِ مصيبه. (منتهی الارب) (آنندراج). مکروهات و شدائد و رنجها (همزهٔ مصائب مبدل از واو است خلاف القياس). (از غياث). جِ مصيبت. رزايا. مصيبتها. ماتمها. مصايب. (يادداشت مؤلف): پند گير از مصائب دگران تا نگيرند ديگران ز تو پند.سعدی. و رجوع به مصيبت شود.
کلمات همقافیه با «مصائب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئب» برای سرودن شعر