معنی مص
9 بازدید
[ مَ ] (علامت اختصاری) در اين لغتنامه مخفف و رمز است مصدر را. رمز است کلمه و مادهای (مدخلی) را که در اين لغتنامه به صورت مصدر مورد بحث و معنی قرار میگيرد. (از يادداشت مؤلف).[ مَصص ] (ع مص) مکيدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (تاج المصادر بيهقی) (المصادر زوزنی) (دهار). {P(1) . (فرانسوی) ed++61++orohC - P}{P(2) -رجوع به مشيمه شود. P}{P(3) .(فرانسوی) euqitoinma ehcoP - P}{P(4) .(فرانسوی) emredos++21++M - P}{P(5) .(فرانسوی) emredotcE - P}&{$20985$}امتصاص. (المصادر زوزنی) (غياث). مک. به خود کشيدن. (يادداشت مؤلف). عبارت است از عمل مخصوص لب در کشيدن اشياء بسوی داخل دهان. (از تعريفات جرجانی).[ مُصص ] (ع ص) خالص هر چيزی. کرملی گويد کلمات مح، محض، محت، لحت، نحت، نص، قح، کح، صم، همه به معنی خالص و با مص در معنی مشترکند. رجوع به مصه شود. (از نشوءاللغه ص139).[ ] (اِخ) از نواحی دارابجرد بوده است. ابنبلخی گويد: حسو و دراکان و مص و رستاقالرستاق، اين جمله از نواحی دارابجرد است. (فارسنامهٔ ابنبلخی چ اروپا ص131).
کلمات همقافیه با «مص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مص» برای سرودن شعر