معنی مشگان

معنی مشگان

6 بازدید
[ مُ ] (اِخ) دهی از دهستان قنقری‌ بالاست که در بخش بوانات و سرچهان‌ شهرستان آباده واقع است و 257 تن سکنه‌ دارد. (از فرهنگ جغرافيائی ايران ج‌7).
[ مُ ] (اِخ) قصبهٔ مرکزی دهستان‌ حومهٔ مشگان از بخش نی‌ريز شهرستان‌ فساست که 1800 تن سکنه دارد. (از فرهنگ‌ جغرافيائی ايران ج‌7). و رجوع به مادهٔ بعد شود.
[ مُ ] (اِخ) نام دهستان حومهٔ بخش‌ نی‌ريز شهرستان فسا. اين دهستان در شمال و خاور بخش واقع گرديده و محدود است از طرف شمال به ارتفاعات غوری و مشگان. از جنوب به سرکوه‌داراب. از خاور به شوره‌زار ميدان گل (بين سيرجان و نی‌ريز). از باختر به‌ بخش اسطهبانات. اين دهستان از 6 آبادی و مزرعه تشکيل يافته و 20000 تن سکنه‌ دارد. و قراء مهم آن عبارتند از: هرگان، مشگان، قطرويه، غوری، ده‌چاه و جاهک‌ است. (از فرهنگ جغرافيايی ايران ج‌7). و رجوع به مادهٔ قبل شود.
[ مِ ] (اِخ) دهی از دهستان فراهان‌ پائين است که در بخش فرمهين شهرستان‌ اراک واقع است و 253 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافيائی ايران ج‌2).

کلمات هم‌قافیه با «مشگان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید