معنی مشک ساييدن
4 بازدید
[ مُ / مِ دَ ] (مص مرکب) مشک کوبيدن و آن را مانند گرد درآوردن. مشک سودن. کنايه از پراکندن بوی خوش: غلامان را بگو تا عود سوزند کنيزک را بگو تا مشک سايد.سعدی.
کلمات همقافیه با «مشک ساييدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر