معنی مشکين طناب
6 بازدید
[ مُ / مِ طَ ] (اِ مرکب) مشبهبه زلف. گيسوی مانند طناب سياه. مشکين رسن: ای کرده غارت منزلم آتش زده آب و گلم زلف تو در حلق دلم مشکين طناب انداخته. خاقانی (ديوان چ سجادی ص661). رجوع به مشکين رسن شود.
کلمات همقافیه با «مشکين طناب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر