معنی مشکين رسن
5 بازدید
[ مُ / مِ رَ سَ ] (اِ مرکب) رسن سياه. ريسمانی مشکين. || کنايه از گيسوی بلند و سياه به مانند مشک از بوی و رنگ: به دو تا موی که تعويذ من است يادگار از سر مشکين رسنت. خاقانی (ديوان چ سجادی ص569). به تاج قيصر و تخت شهنشاه که گر شيرين بدين کشور کند راه به گردن بر نهم مشکين رسن را {P(1) -به معنی بعد نيز ايهام دارد. P}{P(2) -اين ترکيب به هر دو معنی در ذيل معنیبعد هم میتواند قرار گيرد. P}{P(3) -به معنی اول هم ايهام دارد. P}{P(4) -به معنی اول هم ايهام دارد. P}{P(5) -به معنی اول هم ايهام دارد. P}{P(6) -به معنی اول هم ايهام دارد. P}{P(7) -ظ. اين ترکيب تصحيف مشکينجو دربيت خاقانی است. و رجوع به مادهٔ قبل شود. P}&{$20971$}برآويزم ز جورت خويشتن را. نظامی (خسرو و شيرين چ وحيد ص197). و رجوع به مشکين طناب شود.
کلمات همقافیه با «مشکين رسن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سن» برای سرودن شعر