معنی مشک‌فروش

معنی مشک‌فروش

4 بازدید
[ مُ / مِ فُ ] (نف مرکب) آنکه‌ مشک ميفروشد. (ناظم الاطباء). فروشندهٔ مشک. که شغلش مشک‌فروشی و مشک‌فشانی و عطرآگين ساختن است: نسترن مشکبوی، مشک‌فروش آمده‌ست‌ سيمش در گردن است، مشکش در آستين. منوچهری. وآن نسترن چو مشکفروش معاينه‌ست‌ در کاسهٔ بلور کند عنبرين خمير.منوچهری. - مشک‌فروش از قفا؛ مشک‌فشان از قفا. (انجمن آرا پيرايش اول). رجوع به ترکيب‌ «مشک‌فشان از فقاع» شود. || کنايه از خوش‌خلق و مهربان و خوشخو. (فرهنگ فارسی معين). و رجوع به مادهٔ بعد و ترکيب «مشک‌فشان از فقاع» شود.

کلمات هم‌قافیه با «مشک‌فروش»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وش» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید