معنی مشکبار

معنی مشکبار

5 بازدید
[ مُ / مِ ] (نف مرکب) هر چيزی که‌ مشک از آن می‌بارد و پراکنده ميگردد. (ناظم‌ الاطباء). مشک‌افشان. خوشبوی‌ساز. عطرافشان‌: جعدشان در مجلس او مشکبار زلفشان در پيش او عنبرفشان.فرخی. کنار تو از روی معشوق، خوش‌ دو دست تو از زلف بت، مشکبار.فرخی. اين به رنگ سبز کرده پايها را سبزفام‌ وآن به مشک ناب کرده چنگها را مشکبار. منوچهری. ای چشم پرخمارت دلها به کار کرده‌ وی زلف مشکبارت جانها شکار کرده. خاقانی. دم گرگ است يا دم آهو که همه مشکبار بندد صبح.خاقانی. از اثر خاک تو، مشکين غبار پيکر آن بوم شده مشکبار.نظامی. آن پيک نامور که رسيد از ديار دوست‌ آورد حرز جان ز خط مشکبار دوست. حافظ. بر هم چو ميزد آن سر زلفين مشکبار با ما سر چه داشت زبهر خدا بگو.حافظ. چو باد عزم سر کوی يار خواهم کرد نفس به بوی خوشش مشکبار خواهم کرد. حافظ. بر خاکيان عرش فشان جرعهٔ لبش‌ تا خاک لعل‌گون شود و مشکبار هم.حافظ.

کلمات هم‌قافیه با «مشکبار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید