معنی مشکان
4 بازدید
[ مَ ] (اِخ) مرکز دهستان گيسگان است که در بخش بافت شهرستان سيرجان {P(1) .khsam - P}{$20962$}واقع است و 675 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافيائی ايران ج8).[ مُ ] (اِخ) دهی از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان کاشان است که 1050 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافيائی ايران ج3). از طسوج قاسان. (تاريخ قم ص114). از ديههای قاسان. (تاريخ قم ص138).[ مِ ] (اِخ) قصبهٔ مرکز دهستان دربقاضی در بخش سرولايت شهرستان نيشابور است که 1732 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافيائی ايران ج9).[ مُ ] (اِخ) مرغزار بيد و مشکان، مرغزار نيکوست و ناحيتی است آنجا «بسيرا»۱ گويند. سردسير است. طول آن هفت فرسنگ در عرض سه فرسنگ. (فارسنامهٔ ابنالبلخی ص155).[ مُ ] (اِخ) ناحيهای است از اعمال روز راور۲ از نواحی همدان. (از لبابالانساب جزء 3 ص144). نام شهری از اعمال همدان نزديک قريهٔ رودآور. (يادداشت مؤلف).[ مُ ] (اِخ) نام پدر ابونصر صاحب ديوان رسالت محمود غزنوی و استاد ابوالفضل بيهقی. (يادداشت مؤلف). و رجوع به تتمهٔ صوانالحکمه ص179 شود.
کلمات همقافیه با «مشکان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر